تناسب اندام لاغری افزایش قد و ...




برنامه صدور پروانه کار پرستاران در وزارت بهداشت کلید خورد

قائم مقام وزیر بهداشت در امور پرستاری از آغاز برنامه این وزارتخانه برای صدور پروانه کار پرستاران خبر داد و گفت: پرستاران باید برای دریافت پروانه کار در آزمون RN قبول شوند.
به گزارش مهر، محمدعلی چراغی افزود: بر اساس این برنامه از این پس پرستاران در صورتی می توانند بعد از طی دوره کارشناسی اجازه کار بگیرند که آمادگی علمی و عملی آنها برای کار طی آزمون RN سنجیده شود و بعد از قبولی در آزمون گواهینامه یا پروانه کار برای پرستاران صادر می شود.

وی ادامه داد: پرستارانی که برای آنان پروانه کار صادر می شود برای تمدید این پروانه ملزم به گذراندن دوره های بازآموزی و آموزش ضمن خدمت می شود در غیر این صورت پروانه کار آنان تمدید نخواهد شد.

چراغی گفت: پرستارانی که این مراحل را بگذرانند به عنوان پرستاران RN شناخته می شود و اجازه کار در عرصه های مختلف را خواهند داشت.

قائم مقام وزیر بهداشت در امور پرستاری افزود: پرستاران RN برای کسب امتیاز لازم برای تمدید پروانه کار باید هر 6 یا 12 ماه دوره های آموزش ضمن خدمت را طی کنند. مهمترین حسن این برنامه فرآیند دائمی سنجش و پایش دانش و مهارت عملی پرستاران کشور و به روزماندن اطلاعات و دانش آنهاست که منجر به بهبود کیفی خدمت در مراکز بهداشتی و درمانی می شود.

چراغی با تأکید بر لزوم حمایت جدی وزیر بهداشت و معاون درمان وزارت بهداشت برای اجرایی شدن این برنامه افزود: اجرای برنامه پرستاری RN و صدور پروانه کار برای پرستاران جزء برنامه های عملیاتی وزارت بهداشت در سال جاری است که البته باید به تصویب شورای سیاستگذاری وزارت بهداشت برسد و بودجه آن تامین شود.

وی گفت: برای اجرای این برنامه ملی به همکاری نزدیک بورد پرستاری و دانشکده های پرستاری و مامایی سراسر کشور با دفتر قائم مقام وزیر بهداشت در امور پرستاری نیاز است.

قائم مقام وزیر بهداشت در امور پرستاری افزود: صحبتهای اولیه و مقدماتی برای صدور پروانه کار پرستاران و برگزاری آزمون RN با اداره صدور پروانه های وزارت بهداشت انجام شده و به نوعی اجرای این برنامه ملی کلید خورده است.


مهاجرت، بهداشت روانی را به خطر می‌اندازد

روانپزشکان در یک تحقیق جدید تاکید کردند که مهاجرت به آمریکا بهداشت روانی مهاجران را به خطر می‌اندازد.

این روانپزشکان با مطالعه روی مهاجران مکزیکی در گروه سنی 18 تا 25 ساله که به آمریکا مهاجرت کرده بودند به نتایج فوق دست یافته‌اند. آنها دریافتند که این مهاجران چهار برابر و نیم بیشتر از هموطنانشان در کشور مکزیک در معرض خطر ابتلا به افسردگی و اضطراب قرار دارند.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، این متخصصان در دانشکده پزشکی دانشگاه کالیفرنیا تاکید کردند که مهاجرت به میزان زیادی روی سلامت روان افراد تاثیرگذار است.

سازمان جهانی بهداشت در تعریف بهداشت روانی چنین عنوان می‌کند که بهداشت روانی در درون مفهوم کلی «بهداشت» قرار دارد و بهداشت در این اصطلاح به معنی توانایی کامل برای ایفای نقش‌های روانی و جسمی است.

بهداشت روانی افراد متاثر از عوامل متعددی است، اگرچه این عوامل به صورت جداگانه مورد مطالعه قرار می‌گیرند ولی در واقع در این موضوع چند وجهی، متاثر از یکدیگر هستند. بدین معنی که افراد به علت شرایط محیطی یا عوامل فردی، تعادل و آرامش روحی‌شان دچار تغییراتی می‌شود و هر چه شدت این عوامل زیادتر باشد، تاثیر و تهدیدش بیشتر خواهد بود. عواملی همچون عدم برآورده شدن نیازهای اولیه، ناکامی، استرس، یادگیری، مسائل اجتماعی و رسانه‌های جمعی از عمده‌ترین فاکتورهای تاثیرگذار بر بهداشت روانی افراد هستند.

به گزارش ایسنا، روانپزشکان معتقدند که بهداشت روانی به معنی داشتن احساس آرامش و امنیت درون و نیز دور بودن از اضطراب، افسردگی و تعارض‌های مزمن روانی است. به عبارت دیگر بهداشت روانی به مفهوم بهره‌مندی از سلامت ذهن و اندیشه و تفکر است. درصد قابل توجهی از بیماری‌های جسمانی، ریشه روان شناختی دارند و بهره‌مندی از بهداشت روان می‌تواند بر سلامت جسم اثر مثبتی داشته باشد. از این جهت سلامت جسم نیز بستر مناسبی برای رسیدن به احساس امنیت درون و سلامت ذهن و روان است.

به گفته کارشناسان سازمان جهانی بهداشت، نوع نگرش و باورهای آدمی درباره زندگی و محیط پیرامون خود و نیز تعهدات ارزشی و ویژگی‌های زندگی فردی و اجتماعی انسان در بهره‌مندی از بهداشت روانی مطلوب بسیار اثرگذارند. بهداشت روانی همچنین قوانین مربوط به سلامت عاطفی را در برمی گیرد به گونه‌ای که فرد بتواند مشکلات را به آرامی پشت سربگذارد به شرط آن که بداند چگونه از فشارهای روانی و نگرانی پیشگیری کند.

جزئیات این یافته در نشریه آرشیو روانپزشکی عمومی منتشر شده است.
افزایش بیماریهای روانی در کشور و برنامه مبهم وزارت بهداشت

  بیماری‌ها و اختلالات روانی در کشور به وضوح رو به افزایش دارند و با برنامه‌های موجود در حوزه سلامت روان آینده‌ای مبهم در این بیماری ها را شاهد خواهیم بود و به قول معروف آبی از این برنامه‌ها گرم نشده است.

چند سالی می‌شود که بیماری‌های روانی که به طور خاموش و در زیر پوست بیماری‌های جسمی در حال افزایش است مورد توجه مسئولان قرار گرفته اما به گفته کارشناسان هنوز مانند بیماری‌های جسمی به آنها پرداخته نمی‌شود و از نظر اهمیت، بعد از بیماری‌های جسمی قرار دارد.

شاید از بین همه مباحثی که در باره بیماری‌های روانی کمتر به آن پرداخته شده است آینده این بیماری‌هاست که با روند سیاستگذاری در حوزه سلامت روان این سوال مطرح است که در آینده‌ای نه چندان دور که جمعیت جوان کشور رو به سالمندی می‌رود چهره بیماری‌های روانی چگونه خواهد بود؟

برای بررسی هر چه بیشتر این این موضوع به سراغ شهرام خرازی‌ها مدیر گروه سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی تهران رفتیم. شهرام خزاری ها در این گفت و گوی تفصیلی با فارس به مشکلاتی که سر راه ساماندهی بیماری های روانی در کشور وجود دارد اشاره کرد که به گفته وی نبود برنامه‌ای مشخص در این زمینه از سوی وزارت بهداشت، ضعف نظارت،اجرا نشدن قوانین و ضوابط موجود و فرار مردم از مراجعه به مراکز مشاوره روانپزشکی به علت انگ این بیماری از جمله این مشکلات است.

خرازی‌ها می‌گوید: چالش‌های موجود در عرصه بهداشت روان نشان می‌دهد که برنامه کاملاً مشخصی برای کنترل بیماری‌ها و اختلالات روانی در کشور وجود ندارد و آینده این بیماری‌ها در کشور در سایه‌ای از ابهام است.

وی تصریح می‌کند: از بدو شکل گیری و اجرای نظام ارجاع و پزشک خانواده در ایران متأسفانه نیازهای روانشناختی مردم کم‌اهمیت تلقی شده و تحت الشعاع نیازهای جسمی آنها قرار گرفته است. سیاستگذاران و دولتمردان عمدتاً خود را موظف به برنامه‌ریزی برای درمان بیماری‌های جسمی دانسته و می‌دانند و درمان بیماری‌های روانی و پیشگیری از این اختلالات در اولویت‌های نخست آنها گنجانده نشده است!؟

وی می‌افزاید: این در حالی است که طبق آمارها و یافته‌های جهانی یک نفر از هر 40 نفر در مرحله‌ای از زندگی خود دچار اختلال روانی می‌شود و هم‌اکنون اختلالات روانی چهار علت از ده علت عمده ناتوانی در اقصی نقاط جهان است.

خرازی‌ها تصریح می‌کند: ما در ایران از نظر آمار بیماری‌ها با مشکلات متعددی مواجهیم؛ از عدم دقت در اخذ آمار و دستکاری در پاره ای از آمارها گرفته تا درصد خطای قابل توجه به هنگام برخی سرشماری‌ها و غربالگری‌ها و محدودیت اعلام اطلاعات آماری و دسترسی به آمارهای مذکور؛ به همین علت نمی‌توانیم قضاوت کامل و جامعی در مورد بار بیماری‌ها و جمعیت مبتلایان و دورنمای دقیق هر بیماری را ترسیم کنیم.

وی ادامه می‌دهد: بنابراین اظهار نظرها، تقریبی و بر اساس آمارها و برآوردهای تخمینی است. خوشبختانه وزارت بهداشت با عملیاتی‌کردن طرح "پیمایش کشوری سلامت روان " در زمستان امسال خلاء آمار اختلالات روانی در کشور را در آینده نزدیک تا حدودی پرخواهد کرد که در جریان این طرح روانشناسان بالینی منتخب دانشگاه های علوم پزشکی پس از حضور در دوره‌های آموزشی مربوطه، به در منازل مردم مراجعه می‌کنند و با تکمیل یکسری پرسشنامه نسبت به شناسایی اختلالات روانی در جمعیت اقدام می‌کنند.

مدیر گروه سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی تهران تصریح می‌کند: بیشترین بار بیماری‌ها در ایران به بیماری‌های روانی، حوادث و تصادفات و امراض قلبی- عروقی اختصاص دارد اما متأسفانه در این میان به افسردگی که جامعه زنان را بیش از مردان تهدید می‌کند، آنچنان که باید و شاید اهمیت داده نمی‌شود.

خرازی‌ها یادآور می‌شود: طبق اعلام و پیش‌بینی W.H.O (سازمان جهانی بهداشت) در سال‌های نزدیک پیش رو، افسردگی بیماری اصلی و فراگیر مردم تمام کشورها خواهد بود.افسردگی و بیماری دو قطبی به تنهایی مسئول بیش از یک سال از هر ده سال عمری است که در جهان با ناتوانی به سر می‌روند. افسردگی و اضطراب شایعترین بیماری‌های روانی در ایران هستند.

وی اضافه می‌کند: مردم شناخت درستی از قابلیت‌ها و کارکردهای علوم روانی و رفتاری ندارند. آنها از ترس دریافت انگ بیمار روانی به مراکز خدمات سلامت روان (مراکز مشاوره، بیمارستان‌های روانپزشکی، مطب‌های روانپزشکان، دفتر کار کارشناسان ارشد روانشناسی بالینی و ...) کم مراجعه می‌کنند یا اصلاً مراجعه نمی‌کنند و از طرفی مردم بر توانمندی‌های ارائه‌دهندگان خدمات سلامت روان و کمک‌هایی که از طریق آنها قابل دریافت است، وقوف ندارند.

مدیر گروه سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی تهران خاطرنشان می‌کند: تلقی بسیاری از هموطنان از بیماری، اختلال جسمی است و اکثر آنها اختلال روانی را بیماری به حساب نمی‌آورند. بسیاری از مردم مردم بیماری‌های روانی را جدی نمی‌گیرند و نمی‌دانند که می‌توان با مراجعه به مراکز خدمات سلامت روان بر این بیماری‌ها غلبه کرد یا حداقل از شدت آنها کاست.

خرازی‌ها می‌گوید: مردم بر این اعتقادند که مشاوره روانی فراتر از یک موعظه اخلاقی و کلیشه‌ای گذرا نیست و مصرف داروهای روانپزشکی اعتیادزا است. به دیگر بیان به درمان غیردارویی اعتقاد ندارند و به درمان دارویی بدگمان‌اند. همچنین مردم از شرح وظایف روانپزشک و روانشناس بی‌اطلاعند و نمی‌دانند که چه موقع باید به روانشناس و چه موقع باید به روانپزشک مراجعه کنند.

وی می‌افزاید: تلاش‌های سیاستگذاران بهداشت روان نیز چندان معطوف به برطرف‌کردن این مشکل نبوده و عجیب است که سیاستگذاران و متولیان امر در بخش‌های دولتی و خصوصی تلاش چندانی برای تبیین و تشریح خدماتی که روانپزشک و روانشناس ارائه می‌دهند، نمی‌کنند. از طرفی اعتبارات دولتی تخصیص داده‌شده به خدمات سلامت روان اندک است و تناسب چندانی با شمار جمعیت بیماران و نوع خدمات قابل ارائه ندارد.

خرازی‌ها ادامه می‌دهد: عمده برنامه‌های کشوری در برخی حوزه‌های خاص- و نه همه حوزه‌های سلامت روانی و اجتماعی- تعریف شده و معطوف کودکان، زنان و سالمندان است و به سلامت روان مردان جوان و میانسال و اختلالات جنسی با منشاء روانی که تهدیدگر زنان و مردان در گروه‌های سنی مختلف هستند، تبعات روانی منفی تجرد در این برنامه‌ها توجه چندانی نشده و نمی‌شود.

وی می‌گوید:‌ در سطوح مختلف سازمانی برخی از مقامات ارشد دولتی عمده حمایت‌های خود را معطوف پرسنل ارائه‌دهنده خدمات بهداشتی و درمانی بیماری‌های جسمی می‌کنند و در بسیاری موارد عامدانه این حمایت‌ها را از پرسنل ارائه‌دهنده خدمات سلامت روان دریغ می‌کنند. از طرف دیگر نظارت درستی از طرف ارگان‌های ذیربط بر عملیاتی‌کردن قوانین سلامت روان صورت نمی‌گیرد؛ به فرض هم که نقصی بر نظارت‌ها مترتب نباشد، تضمین خاص و قابل دفاعی برای اجرای قوانین وجود ندارد.

خرازی‌ها یادآور می‌شود: این نکته را هم باید در نظر گرفت که در بسیاری موارد اجرای قوانین تنش‌زا است مثلاً قانون اختصاص 10درصد از تخت‌های بیمارستان‌های عمومی سراسر کشور به بیماران روانی سال‌هاست که روی کاغذ جا خوش کرده و به اجرا درنیامده است و رؤسای بیمارستان‌های مذکور همچنان مقاومت و مخالفت می‌کنند.

دبیر اجرایی همایش سالانه "رسانه و سلامت روان "بر این اعتقاد است که سازمان‌های مسئول در طراحی برنامه‌های خود برای انگ زدایی، ترویج فرهنگ سلامت روان، معرفی توانمندی های پرسنل ارائه دهنده خدمات سلامت روان به مردم و ... چندان موفق نبوده‌اند؛ به عنوان مثال می‌توان اشاره کرد که هیچ کنترلی بر آن دسته از رسانه‌های گروهی که نقش پررنگی در خنثی‌کردن برنامه‌های بهداشت روان دارند و کاملاً در جهت عکس سیاست های کشوری حرکت می‌کنند، اعمال نمی‌شود.

وی می‌افزاید: بسیاری از رسانه‌ها هر چه دلشان می‌خواهد به مبتلایان به اختلالات روانی، روانپزشک‌ها و روانشناس‌ها نسبت می‌دهند و با سخیف‌ترین الفاظ از آنها یاد می‌کنند. لذا یکی از علل استقبال از مشاوره‌‍‌های روانشناسی از راه دور که در قالب برنامه زنده تلویزیونی همه روزه از شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان پخش می‌شوند، بالابودن نرخ خدمات مشاوره در ایران و تحت پوشش بیمه‌نبودن این خدمات، ناشناختگی مشاوره روانشناسی، دخالت افراد غیر مجاز در این حیطه و عدم دسترسی بسیاری از ساکنان روستاها و شهرهای دور از مرکز استان به مراکز ارائه خدمات مشاوره‌ای است.

خرازی‌ها یادآور می‌شود: در برنامه‌های ماهواره‌ای، روانشناسانی که هیچ اطلاعی از اوضاع داخلی ایران ندارند توصیه‌هایی را به هموطنان مقیم داخل کشور می‌کنند که نه تنها کارآیی ندارند بلکه قابل اجرا هم نیستند و به کاربستن آنها گاه تبعات منفی و مضر در پی دارد. باید گفت که پایه و اساس مشاوره‌های روانشناسان ماهواره‌ای بر مبنای متون علمی و بعضاً غیرعلمی غربی شکل گرفته که هیچ سنخیتی با فرهنگ ما ندارند.

وی می‌افزاید: پزشکان عمومی عمدتاً اولین فردی هستند که بیماری‌های روانی پنهان را در مراجعان خود کشف می‌کنند اما متأسفانه درصد قابل توجهی از این پزشکان به علوم روانی و رفتاری علاقه چندانی نشان نمی‌دهند، تشخیص خود را به بیمار نمی‌گویند، به درمان‌های سردستی اکتفا می‌کنند و به قصد کسب درآمد بیشتر از ارجاع مریض به روانپزشک و یا روان شناس و یا درخواست مشاوره سرباز می زنند لذا به این ترتیب بسیاری از مبتلایان به اختلالات روانی وارد چرخه درمان صحیح و علمی نمی‌شوند و طبعاً در آمارهای استانی و کشوری نیز از قلم می‌افتند.

مدیر گروه سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی تهران اظهار می‌دارد: نرخ خدمات روانپزشکی و روانشناسی در ایران بالاست و در این راستا هزینه‌های هنگفتی بر مردم تحمیل می‌شود. از طرفی بیمه‌ها نیز فقط به میزان اندکی خدمات درمانی بیماری‌های روانی را پوشش می‌دهند و از طرف دیگر گنجایش مراکز ارائه‌دهنده خدمات سلامت روان - بالاخص بیمارستان‌های روانپزشکی- ناچیز است و تناسب چندانی با جمعیت نیازمند این خدمات ندارد. معضل فقدان تخت خالی همچنان گریبانگیر بیمارستان‌های روانپزشکی است.

وی می‌افزاید: آموزش‌های آکادمیک علوم روانی و رفتاری محدود و فاقد جاذبه‌اند و اهمیت بیماری‌های روانی برای دانشجویان آنچنان که باید و شاید تبیین نمی‌شود. همچنین آموزش‌ها عمدتاً بر درمان بیماری‌های جسمی متمرکز است و بر رابطه متقابل و تنگاتنگ بیماری‌های جسمی و بیماری‌های روانی تأکید نمی‌شود.

خرازی‌ها می‌گوید: درمان در همه حیطه‌های آموزشی به وضوح بر بهداشت غلبه دارد و اعمال آشکار این سیاست در کشور ، اصل ‌ثابت شده "پیشگیری مقدم بر درمان است " را زیر سؤال می‌برد و اهمیت آن را برای دانشجو کمرنگ می‌کند که نقش کلیدی خدمات جانبی سلامت روان - مشاوره، روان‌درمانی و ... - ضمن آموزش‌های بالینی نادیده گرفته می‌شود و دانشجوی پزشکی به گونه‌ای تربیت می‌شود که پس از فارغ‌التحصیلی و ورود به بازار کار برای روانشناسان، مددکاران اجتماعی، مشاوران و ... ارزشی قائل نیست در حالی که خودش هم نمی‌تواند منشاء اثر باشد.

مدیر گروه سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی تهران تصریح می‌‌کند: دانشجوی پزشکی با این پیش‌فرض فارغ التحصیل و وارد بازار کار می‌شود که فقط به معالجه بیماران جسمی بپردازد و کوچک‌ترین مسئولیتی برای خود در قبال مبتلایان به اختلالات روانی قائل نیست. اگر چه ممکن است ادعا شود که ما با کمبود روانپزشک و روانشناس بالینی مواجه نیستیم اما کسی نمی‌تواند منکر معضل توزیع نامناسب و ناعادلانه روانپزشک و ظرفیت محدود استخدام روانشناس بالینی شود.

خرازی‌ها یادآور می‌شود: اکثر روانپزشک‌ها یا در تهران و یا در مرکز استان‌ها مشغول ارائه خدمتند و حاضر نیستند به صورت تمام وقت در شهرهای کوچک طبابت کنند. از طرفی تمایل شدید جامعه روانپزشکی به طبابت در پایتخت و تمرکز انبوه روانپزشک و مطب‌های روانپزشکی در تهران در سال‌های آینده مشکل‌ساز خواهد شد.

وی تأکید می‌کند: در حال حاضر این پایتخت‌نشین‌های متمول هستند که از خدمات بهینه روانپزشکی برخوردارند و مردم نیازمند که ساکن پایتخت و مرکز استان نیستند یا به روانپزشک دسترسی ندارند یا آنکه این خدمات را با کیفیت پائین و نازل دریافت می‌کنند.

خرازی‌ها یادآور می‌شود: ورود سودجویان و صاحبان مدارک غیرمرتبط به حیطه‌های آموزشی، درمانی، بهداشتی و ... خدمات سلامت روان کنترل نمی شود. شمار زیادی از مردم پس از حضور در سمینارها و همایش های رنگارنگ با عناوین فریبنده‌ای همچون تکنولوژی فکر، مدیریت برتر و... و نتیجه‌نگرفتن، به ارائه‌دهندگان حقیقی خدمات سلامت روان نیز بدگمان شده و اعتماد خود را به نظام سلامت روان کشور از دست می‌دهند و متأسفانه دولت بر همایش‌های موفقیت و امثال آن نظارت نمی‌کند که در نتیجه افراد فاقد صلاحیت علمی و بعضاً اخلاقی با اجاره‌کردن سالن و چاپ و انتشار آگهی‌های دروغین مردم را می‌فریبند و با جمع‌کردن آنها زیر یک سقف، بازار مکاره خویش را رونق می‌بخشند و با امیدوارکردن بی‌پشتوانه مردم، جیب های خود را انباشته از پول می‌کنند.

وی ادامه می دهد: روانپزشکی و روانشناسی بالینی بیش از تمام دیگر حوزه‌های پزشکی و پیراپزشکی نیاز به انطباق فرهنگی و بومی‌سازی دارند اما برنامه‌های کشوری سلامت روان با تأکید بر منابع، دستورالعمل‌ها، پژوهش‌ها و راهکارهای کشورهای خارجی بالاخص ممالک غربی طرح‌ریزی و اجرا می‌شوند و به مقتضیات دینی، عرفی، اقلیمی و بومی در این حوزه کم‌توجهی می‌شود.

خرازی‌ها بیان می‌دارد: آموزش مهارت‌های زندگی و مشاوره قبل از ازدواج در برخی از مباحث با مقتضیات دینی، سنتی و عرفی ما تضاد دارند و باید هر چه سریع‌تر اصلاح و ترمیم ساختاری شوند که متأسفانه نمی‌شوند. از طرفی خلاء درسنامه جامع روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران کاملاً محسوس است و تدوین، انتشار و تدریس چنین درسنامه‌ای برای انطباق تعریف‌ها، معیارها و تابلوی بالینی اختلالات روانی با ویژگی‌های فرهنگ ایرانی و اسلامی ضرورت روز است. درسنامه جامع روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران باید جایگزین کتب آمریکایی که مبلغ فرهنگ غربی است، شود و به عنوان یک مرجع جهت تشخیص و درمان اختلالات روانی در کشور مورد بهره برداری قرار گیرد.

وی ادامه می‌دهد: در زمینه اختلالات جنسی با منشاء روانی چه اقدامی در مملکت ما صورت گرفته است؟ چرا در این حوزه سیاست سکوت سنگین و مزمن را در پیش گرفته ایم؟

خرازی‌ها می‌گوید: رسمیت‌بخشیدن به جایگاه روانشناس بالینی در تیم سلامت، برنامه پزشک خانواده و نظام ارجاع همچنین انتشار راهنمای مراقبت از بیماری‌های روانپزشکی بزرگسالان ویژه پزشکان (حاوی شرح وظایف روانشناس بالینی تیم سلامت) از جمله مهمترین اقدامات اخیر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به منظور سامان‌بخشی به برنامه‌های بلاتکلیف و معوقه سلامت روان و حصول وحدت رویه دستگاه‌های اجرایی بوده است.

وی اضافه می‌کند: بررسی کارنامه وزرای بهداشت در دولت‌های گذشته به وضوح حاکی از آن است که متأسفانه هیچ‌یک در عملیاتی‌کردن برنامه‌های سلامت روان موفق نبوده‌اند. وزارت بهداشت چندی پیش در ساختار جدید خود، دفتر سلامت روانی - اجتماعی و اعتیاد را به حاشیه راند و فعلاً باید منتظر نتایج دورخیز این وزارتخانه برای ایجاد تحولی تازه در عرصه نظام سلامت و پرداختن بیش از پیش به بهداشت روان آحاد مردم ماند.

جمله درمورد بهداشت روان | جمله درمورد بهداشت روان | جمله درمورد بهداشت روان | جمله درمورد بهداشت روان | جمله ای درمورد بهداشت و روان | جمله درمورد بهداشت روان | چند جمله درمورد بهداشت روان | جمله هاي زيبا درمورد بهداشت روان | جمله اي زيبا درمورد بهداشت روان | جمله هاي زيبا درمورد بهداشت روان |
موبر باله
© 2013 salamatsite.ir
فان3| یک اشاره| جراحی پلاستیک بینی| دانلود با لینک مستقیم| موبایل| آی آر بکس| سلامت سایت| مکالمه زبان| فان3| دیکشنری| درمان افسردگی| مایا| هاست و دومین| فروشگاهی به وسعت ایران| فروشگاه اینترنتی| نیازمندیها نت آگهی|